تست مجدد
نتونستیم صبر کنیم و دوباره تست رو تکرار کردیم. ایندفعه ددی گفت که می خواد خودش تست کنه و نتیجه رو ببینه. اگه بدونی چقدر استرس داشتم که نکنه نشه ... نشسته بودم جلوی در ورودی کنار بخاری و با کلی استرس منتظر ددی بودم که نتیجه رو بگه. وااااااااااااااااااااااای بازم مثبت بود. تو دلم داد زدم وای خدااااااااااااااااا مررررررررسییییییییییییییی به مامان جون گفتم، شوکه شده بود و باورش نمیشد اخه من هیچوقت در مورد اینکه تو رو می خوام بابهاش صحبت نکرده بودم و انتظارش رو نداشت. اما کلی هم خوشحال شد که قراره مامان بزرگ بشه ... ...
نویسنده :
مامان نرگس
23:00


