شازده کوچولوی دو رقمی مامی و ددی
شازده کوچولوی من امروز دو رقمی شدی، یعنی شمارش معکوس دو رقمی به دنیا اومدنت شروع شد. 99 روز دیگه میای بغل مامی ایشا... گلم. دیشب ددی می گفت: " 99 روز دیگه یه خانم پرستاری از اتاق با یه پسر تپل مپل میاد بیرون و میپرسه "بابای این بچه کیه؟" و منم با افتخار میگم "منم" اونوقت می گیرمش بغلم و کلی بوش می کنم شازده کوچولوی نازمونو" چه تصورات قشنگی داره ددی ازت پسری من. کلی ذوق کردم و اشک توی چشام جمع شد. واقعاً اونروز چه روز قشنگیه عزیزم و چقدر لذتبخشه حتی تصورش.
پسری من امروز مامان جون از تهران برگشت. خونه دوستشون گوهر با خاله زری مهمون بودن و کلی بهشون خوش گذشته بود. با هم رفتیم آپارتمان جدیدشون که دایی فرزاد مشغول رنگ کردنش بود. کابینت کارا هم در حال نصب کابینتها بودن. فردا صبح هم قراره آقا بهروز بیاد برای اندازه گیری کمد دیواری ها که قفسه بزنه. خلاصه احتمالاً تا آخر هفته کار خونه تموم شه و بتونن هفته بعد اسباب کشی رو شروع کنن.
مامی و ددی هم که امتحان دارن. ددی کلی درس می خونه و شبا تا دیروقت بیداره و داره خودشو برای امتحانا آماده میکنه اما مامی اصلاً تن به درس خوندن نمیده عزیزم. انقدر وجودم پر از ذوق و شوق توئه که اصلاً دلم نمی خواد ذهنمو با چیزهای دیگه درگیر کنم، فقط تو، تو و تو. وقتی با پاهای ناز کوچولوت مامی رو لگد میزنی یه حالی مشیم که نگو شازده کوچولوی من و حالا که دیگه دارم به ماههای آخر نزدیک میشم و وجود نازنینت رو بیشتر احساس می کنم دیگه صبر کردن برام سخت تر و سخت تر میشه.

شازده کوچولوی دو رقمی مامی و ددی 

