شازاده کوچولوی مامی و ددی

اولین تپش قلب شازده کوچولوی ما

1392/11/12 21:30
نویسنده : مامان نرگس
165 بازدید
اشتراک گذاری

نینی نازم این چند روز یکی از سخت ترین روزهای زندگیم بودن، انتظار، انتظار، انتظار. چقدر سخت بود و خدا رو شکر که با خبر خوش تموم شد. امروز رفتم سونوگرافیهوا خیلی سرد بود اما واقعاً نمی تونسم صبر کنم. داخل اتاق انتظار دل تو دلم نبود. همش دعا می  کردم که همه چی خوب باشه. کلی دعای نادعلی خوندم و دعا کردم که تا اومدنت هر روز 5 تا نادعلی بخونم تا حضرت علی خودش واسطه بشه و تو نینی نازم سالم بیای توی بغلم.

بعد از کلی انتظار توی مطب دکتر معماری بالاخره رفتم تو، ساعت 6 بود ، خوابیدم روی تخت و با استرس تمام به دکتر نگاه کردم. پرسید "حامله ای؟" گفتم بله و موضوع رو بهش توضیح دادم. صفحه مانیتور رو بهم نشون داد، تو بودی ، یه حلقه مشکی و داخلش یه نقطه سفید که دکتر بهم گفت قلب کوچیکته. صدای قلبت رو شنیدم که تند تند  میزد. آخ که چه ذوقی کردم. دکتر گفت 7 هفته و 3 روزته. همه اینا یعنی اینکه تو خوبی، همه چیز خوب پیش رفته و تو نینی نازم سالم و سرحالی.

نمیدونی چقدر خوشحالم. هنوز صفحه مانیتور جلوی چشمامه. قلب کوچولوی خوشگلت حول حول میزد. دستم رو گذاشتم روی صفحه مانیتور و لمست کردم (الکی به دکتر گفتم اینه؟) می دونستم اونی اما می خواستم به عکس روی مانیتور دست بزنم.

دنیای مامی و ددی خوش اومدی، قلب کوچیکت شروع به تپیدن کرده و زندگی ما رو پر کرده از شادی، شادی و شادی

 

پسندها (1)

نظرات (0)