بدون عنوان
امروز 8 هفته و 1 روزته
الان کناز بخاری نشستم و دارم برات می نویسم. هوا خیلی سرده و من خیلی مواظبت هستم. ددی برامون پرتقال خریده و آبش رو کشیده و اصرار می کنه که تا آخرش رو بخورم. اگه بدونی چقدر ددی مواظبته و بخاطرت فداکاری می کنه و تنهایی رو تحمل می کنه... عزیزم بزرگ که شدی مثل ددی مهربون و فداکار باش.
کلی وزنم اضافه شده و لباسام دیگه تنم نمیرن از بس که از یه طرف مامان جون و از طرف دیگه ددی هی گفتن بخور، بخور ... دارم افسرده میشم اما عزیزم فدای سرت نازم.
می دونم که تو با خودت دنیامو پاک ، دلچسب و شیرین می کنی عزیزم. چقدر دوست دارم بیشتر حست کنم ...
دوستت دارم نینی ناز من
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان 
